دکتر محمدتقی فرزادفرد
فلوشیپ فوق تخصصی تشنج و صرع
خوانش EEG
ارزیابی بالینی EEG ترکیبی از معیارهای عینی و ذهنی است. برای نمونه، دشارژ اپیلپتیفرم به صورت یک شارپ گذرا تعریف میشود که از فعالیت پسزمینه متمایز است، مدتزمان کمتر از 200 میلیثانیه دارد، معمولاً دارای قطبیت منفی است و توزیع منطقی در میدان مغزی دارد. با این حال، بسیاری از شارپهای غیراپیلپتیفرم نیز این تعریف را برآورده میکنند (مانند امواج ورتکس فیزیولوژیک خواب). لازم به ذکر است که عبارت ذهنی «متمایز از پسزمینه» بسیار دشوار است و به سختی میتوان آن را کمیسازی کرد. این دشواری در کمیسازی عینی ناهنجاریهای EEG، دلیل این است که تشخیص کامپیوتری دشارژهای اپیلپتیفرم همواره کمتر از تفسیر بصری EEG قابل اعتماد است.
گزارش EEG باید شرح مفصلی از یافتههای غیرطبیعی ارائه دهد، با در نظر گرفتن توصیههای اصطلاحشناسی فدراسیون بینالمللی نوروفیزیولوژی بالینی. این شرح باید شامل فرکانس فعالیت پسزمینه نیز باشد، زیرا اگر در بزرگسالان کمتر از 8 هرتز باشد، شاخص عالیای از درجه آنسفالوپاتی است.
به طور سنتی، توصیه شده است که تمام گزارشهای EEG شامل شرح مفصل الگوهای مختلف EEG مشاهدهشده در افراد سالم باشد. با گذشت زمان، متوجه شدیم که چنین شرح مفصلی از الگوهای طبیعی ارزش عملی ندارد. بنابراین، اکنون شرح EEGهای طبیعی را به مشخص کردن فرکانس فعالیت پسزمینه اکسیپیتال، مدتزمان ثبت و اینکه آیا حالت بیداری و/یا خواب ثبت شده است، محدود میکنیم. یک نمونه EEG به گیرنده گزارش، نمونهای از فعالیتی که به عنوان فعالیت پسزمینه طبیعی گزارش شده است، ارائه میدهد.
یافتههای پاتولوژیک بر اساس طبقهبندی EEG شرح داده شده در این متن طبقهبندی میشوند. کلاسهای غیرطبیعی همگی دارای همبستگیهای بالینی کاملاً تعریفشدهای هستند که به تعیین پیامدهای بالینی یافتههای EEG کمک میکنند. توصیههایی در مورد گزارش EEG توسط انجمن نوروفیزیولوژی بالینی آمریکا (ACNS) منتشر شده است.
شرح EEG غیرطبیعی
شرح EEG میتواند به صورت آزاد فرموله شود یا به صورت جدولی. شرح ناهنجاری به شکل جدول این مزیت را دارد که معمولاً مختصرتر است و شامل اکثر پارامترهای اساسیای است که یک ناهنجاری EEG را مشخص میکنند. یک شرح خوب از ناهنجاری EEG باید به خواننده امکان تجسم واضح الگوی غیرطبیعی EEG و تکامل آن در طول زمان را بدهد. علاوه بر این، ضروری است که برای هر ناهنجاری EEG، یک نمونه واقعی EEG که بهترین تصویر از ناهنجاری تشخیص داده شده توسط خواننده را نشان میدهد، گنجانده شود.
ناهنجاریهای EEG باید به شرح جزئیات همراه با ارائه بهترین نمونه از آنها باشد. شرح ضروری است زیرا برخی پارامترهای اساسی ناهنجاریهای EEG در تصویر گنجانده نمیشوند. این شامل مقدار، تغییرات الگو در طول زمان، و تأثیر عوامل محرک یا مهارکننده است.
فرکانس
فرکانس فقط برای ریتمها مشخص میشود و به صورت تعداد امواج در ثانیه (مانند 8 در ثانیه) یا به هرتز (مانند 8 هرتز) نشان داده میشود. اگر فرکانس یک الگوی غیرمرتبط EEG ریتمیکال در طول زمان به شدت تغییر کند، باید محدوده فرکانسهای پایین و بالای آن مشخص شود. امواج یا کمپلکسهای منفرد ممکن است به طور تکراری در فواصل زمانی طولانیتر از طول موج خود رخ دهند و در این صورت پریودیک نامیده میشوند.
فرکانسهای ریتمهای EEG به پیروی از سنت هانس برگر با استفاده از حروف یونانی نامگذاری شدهاند. محدودههای فرکانس EEG به شرح زیر است:
- گاما (Gamma): 41-90 هرتز
- بتا (Beta): 13-40 هرتز
- آلفا (Alpha): 8-12 هرتز
- تتا (Theta): 4-7 هرتز
- دلتا (Delta): 0.25-3 هرتز
اهمیت دامنه
دامنه برای ارزیابی یافتههای EEG و تعیین اینکه آیا تغییر قابلتوجهی در دامنههای EEG وجود داشته است یا خیر، اهمیت دارد. با این حال، دامنه یک متغیر بسیار مهم است وقتی بیمار در استوپور یا کما است و ما باید تصمیم بگیریم که آیا بیمار دچار background suppression، background attenuation، burst suppression، یا burst attenuation است. به طور کلی، اندازهگیریها بر کل دامنه پتانسیل انجام میشود—یعنی از حداکثر تا حداقل.
مکانیابی و توپوگرافی
مکانیابی پتانسیلهای EEG میتواند بسیار گسترده در تمام مناطق مغزی باشد یا محدود به یک ناحیه مغزی شود. فعالیت گسترده یا عمومی تقریباً به طور همزمان در تمام سطح پوست سر رخ میدهد. فعالیت لترالیزه به یک نیمکره محدود است. فعالیت منطقهای یا فوکال فقط در چند الکترود رخ میدهد. هر موقعیت الکترود طبق سیستم 10/20 منعکسکننده یک منطقه مغزی توپوگرافیک است. گزارش EEG مفصلتر باید برای دشارژهای اپیلپتیفرم، الکترودی که دشارژ در آن بالاترین دامنه را نشان داد، مشخص کند.
شکل و رفتار زمانی
دقیقترین راه برای مشخص کردن شکل پتانسیل، استفاده از تصویر واقعی از ثبت EEG است. شکل یک الگوی EEG توسط تغییر ولتاژ در طول زمان تعیین میشود. برای نمونه، یک اسپایک شامل افزایش حاد قطبیت منفی پتانسیل مورد نظر و به دنبال آن کاهش به همان اندازه حاد منفی است.
امواج بسته به اینکه چند بار خط پایه را قطع کنند، مونوفازیک، بیفازیک، تریفازیک یا پلیفازیک نامیده میشوند. اگر امواج یکنواخت باشند فعالیت مونومورفیک یا ریتمیک نامیده میشود. امواج با فرکانس، دامنه، و شکل متفاوت پلیمورفیک هستند. پیوندهای موجی که گروههایی تشکیل میدهند به عنوان کمپلکسها شناخته میشوند.
فعالیتهای EEG و پاسخگویی
فعالیتهای EEG میتوانند به صورت مداوم یا متناوب رخ دهند. ممکن است به صورت امواج یا کمپلکسهای منفرد متناوب یا در burstهای کوتاه یا پاروکسیسمها ظاهر شود. فعالیتهای فیزیولوژیکی و پاتولوژیک میتوانند توسط محرکهای حسی یا مانورها تحریک یا مسدود شوند.
آزمایشهای پاسخگویی/رفع متداول:
- مسدود کردن ریتم آلفا با باز کردن چشم.
- مسدود کردن ریتم مو (Mu Rhythm) با حرکت انگشت دست مقابل.
- پاسخ به وظایف شناختی (آزمایش ذهنی) برای اطمینان از هوشیاری کامل.
ساختار استاندارد گزارش EEG
تفسیر EEG عمدتاً بر اساس روششناسی تشخیص الگوی بصری بسیار ذهنی است. خوانش EEG و تصمیمگیری در مورد طبقهبندی آنها بدون اطلاع از تاریخچه بالینی، عمل خوبی برای جلوگیری از سوگیری (Bias) است. یک گزارش کامل و استاندارد EEG شامل ۵ بخش اصلی زیر است:
اطلاعات عمومی (وارد شده توسط تکنسین)
شامل اطلاعات دموگرافیک، ویژگیهای فنی (مدتزمان ثبت، مونتاژ الکترودها)، سطح هوشیاری، تاریخچه بالینی کوتاه، داروهای مصرفی و رویدادهای ویژهای که طی ثبت رخ دادهاند (مانند حرکات بیمار یا آرتیفکتها).
گزارش کلی و توصیفی (Description)
شرح دقیق و ساختاریافته از ریتم پسزمینه، تقارن، واکنشپذیری و تمامی الگوهای فیزیولوژیک ثبت شده در حالت بیداری و خواب.
فهرست و شرح کلاسهای غیرطبیعی
توصیف دقیق هر ناهنجاری فوکال یا ژنرالیزه (اپیلپتیفرم یا غیر اپیلپتیفرم). در این بخش استفاده از اصطلاحات فنی عصبشناسی مجاز است، زیرا مخاطب آن نورولوژیستها هستند. الصاق بهترین نمونه (Epoch) از ناهنجاری ذکر شده در این بخش الزامی است.
طبقهبندی ناهنجاری (Classification)
ارزیابی درجه کلی ناهنجاری. EEGهای غیرطبیعی بسته به شدت به عنوان غیرطبیعی نوع I، II، یا III طبقهبندی میشوند. همچنین در صورت عدم همکاری بیمار، ثبت به عنوان «از نظر فنی دشوار» یا «نامطلوب» دستهبندی میشود.
برداشت بالینی (Impression / Conclusion)
این بخش برای پزشکانی است که ممکن است تخصص EEG نداشته باشند و نباید حاوی اصطلاحات پیچیده باشد. خواننده در این بخش یافتههای الکتروفیزیولوژیک را با شرایط بالینی بیمار تطبیق میدهد. (مثال: «این نوار مغز، از تشخیص صرع فوکال فرونتال چپ پشتیبانی میکند»).