الکتروانسفالوگرافی پیشرفته
دکتر محمدتقی فرزادفرد | فلوشیپ فوق تخصصی تشنج و صرع
مقدمه و تحولات تکنولوژیک
الکتروانسفالوگرام از زمان کشف خود توسط هانس برگر، دستخوش تغییرات بنیادین شده است. امروزه دستگاههای دیجیتال با تعداد کانالهای بالا و هزینههای نگهداری پایین، استاندارد طلایی تشخیص هستند. ثبت دیجیتال این امکان بینظیر را به پزشک میدهد که پس از اتمام جلسه ثبت، مونتاژها را تغییر دهد، فیلترها را باز تنظیم کند و حساسیت کانالها را برای تحلیل دقیقتر، شخصیسازی کند.
این قابلیتهای مدرن به ما اجازه میدهد تا سیگنالهای مغزی را با دقت میکروسکوپی تحلیل کنیم. ذخیرهسازی حجم عظیم دادهها و استفاده از هوش مصنوعی در تحلیل دادههای ضبطشده مداوم (Video-EEG Monitoring)، انقلابی در تشخیص کانونهای صرعی ایجاد کرده است.



اهمیت بالینی و ارزش تشخیصی
برخی الگوهای EEG، مانند دشارژهای اپیلپتیفرم اینترایکتال و ایکتال، همچنان ابزارهای بیبدیل تشخیصی هستند. با وجود پیشرفت در تصویربرداریهای ساختاری، EEG تنها ابزاری است که عملکرد لحظهای مغز را نشان میدهد. البته باید پذیرفت که برخی الگوها مانند «کندی موضعی» امروزه ارزش کاربردی کمتری نسبت به گذشته دارند، چرا که MRI با رزولوشن بالا در شناسایی ضایعات ساختاری حساستر عمل میکند.



تحلیل استراتژیک مونتاژها
انتخاب مونتاژ صحیح، کلید اصلی در بازشناسی الگوهای پاتولوژیک است. در دستگاههای دیجیتال، ما از انعطافپذیری کاملی برای جابجایی بین این حالات برخورداریم:
مزایای مونتاژ دوقطبی (Bipolar)
چالشهای مونتاژ مرجع (Reference)


سخن پایانی
تسلط بر الگوهای نرمال و واریانتهای طبیعی، پیشنیاز هرگونه تفسیر EEG است. برای مثال، فعالیت کند فرونتال در بسیاری از موارد با حرکات چشم اشتباه گرفته میشود. وظیفه ما به عنوان متخصص صرع، تمایز دقیق بین این آرتیفکتها و ناهنجاریهای واقعی مغزی است تا از تشخیص اشتباه و درمانهای غیرضروری جلوگیری شود.