دکتر محمدتقی فرزادفرد - فلوشیپ فوق تخصصی تشنج و صرع
اسپایکها و امواج شارپ
اسپایکها و امواج شارپ میتوانند بهصورت منطقهای در هر ناحیه مغزی یا بهصورت ژنرالیزه رخ دهند. EEGها اغلب اسپایکهای کاملاً مشخصی را در یک مکان خاص مغزی و امواج آهسته غیراختصاصی با توزیع مشابه نشان میدهند. برخی از این امواج (شارپهای گذرا غیراختصاصی) احتمالاً اپیلپتوژنیک هستند اما به دلیل فیلتر شدن توسط جمجمه، بهصورت شارپهای گذرا غیراختصاصی ظاهر میشوند.
توجه به این نکته مهم است که مونتاژهای مختلف میتوانند بهطور قابلتوجهی بر نمایش اسپایکها و تمایز آنها از شارپهای غیراپیلپتیفرم تأثیر بگذارند. در تصویر زیر، یک اسپایک تمپورال راست بهوضوح قابلتشخیص است. با این حال، در یک مونتاژ دوقطبی طولی، نمایش اسپایکها به شدت به شکل موج بستگی دارد. از سوی دیگر، الکتروانسفالوگرافر از تمام مونتاژهای دیگر برای تعریف ویژگیهای اسپایک، مانند توزیع دقیق، استفاده خواهد کرد.
صرع لوب تمپورال و اکستراتمپورال
بیماران مبتلا به صرع لوب تمپورال مزیال معمولاً دشارژهای اپیلپتیفرم تمپورال مزیال دارند که - مانند کاهش فعالیت در این نواحی - میتوانند بهصورت یکطرفه یا دوطرفه رخ دهند. دشارژهای اپیلپتیفرم تمپورال دوطرفه، درمان جراحی صرع را رد نمیکنند اگر تشنجها از یک لوب تمپورال شروع شوند. با این حال، شانس آزادی از تشنج پس از عمل در این بیماران نسبت به بیمارانی که تنها دشارژهای انترایکتال یکطرفه تمپورال دارند، کمی کمتر است.
اگر تمام دشارژهای اپیلپتیفرم انترایکتال یکطرفه تمپورال باشند و تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (MRI) ضایعهای در همان لوب تمپورال نشان دهد، ضبطهای کلی معمولاً اطلاعات اضافی برای جراحی صرع ارائه نمیدهند. در صرعهای اکستراتمپورال، دشارژهای اپیلپتیفرم انترایکتال نیز میتوانند اطلاعات ارزشمندی در مورد مکانیابی ناحیه اپیلپتوژنیک ارائه دهند.
علاوه بر اسپایکها و فعالیت آهسته ثبتشده از ناحیه اپیلپتوژنیک، فعالیت پسزمینه اغلب در همان ناحیه کاهش مییابد یا غایب است اگر بیمار ضایعه ساختاری در آن ناحیه داشته باشد. ضایعات اپیلپتوژنیک اکستراتمپورال اغلب با دشارژهای اپیلپتیفرم انترایکتال در ناحیه تمپورال همراه هستند. علاوه بر این، در نیمی از موارد با ضایعات در ناحیه مرکزی، هیچ اسپایک انترایکتال ثبت نمیشود.
این ممکن است به این دلیل باشد که درصد قابلتوجهی از صرعهای لوب اکستراتمپورال دارای نواحی اپیلپتوژنیک در ناحیه فرونتال مزیال هستند و در بسیاری از موارد، این کانونهای صرعی دشارژهای اپیلپتیفرم انترایکتال تولید نمیکنند که با الکترودهای پوست سر قابلثبت باشند.
اسپایکها و امواج شارپ (ادامه)
اسپایکها و امواج شارپ میتوانند بهصورت منطقهای در هر ناحیه مغزی یا بهصورت ژنرالیزه رخ دهند. EEGها اغلب اسپایکهای کاملاً مشخصی را در یک مکان خاص مغزی و امواج آهسته غیراختصاصی با توزیع مشابه نشان میدهند. برخی از این امواج (شارپهای گذرا غیراختصاصی) احتمالاً اپیلپتوژنیک هستند اما به دلیل فیلتر شدن توسط جمجمه، بهصورت شارپهای گذرا غیراختصاصی ظاهر میشوند.
در طول خواب، دشارژهای اپیلپتیفرم ژنرالیزه معمولاً با کمپلکسهای K رخ میدهند. این پدیده یکی از ویژگیهای مهم در تشخیص و پایش بیماران صرعی است.
آرتیفکتهای عضلانی
آرتیفکتهای عضلانی پیشانی یا عضلات چشم همراه با حرکت چشم گاهی ممکن است به اشتباه بهعنوان دشارژ اپیلپتیفرم تشخیص داده شوند. در مونتاژ مرجع گوش، دامنه نسبت به پسزمینه کاهش مییابد و بنابراین به نظر میرسد که به الکترود فرونتوپلار راست محدود شده است. گین بسیار پایینتر است و بنابراین فرکانسهای با دامنه پایین کمتر قابلتشخیص هستند. آرتیفکت عضلانی باید در مونتاژ مرجع گوش تقریباً در FP2 و F4 اندازه یکسانی داشته باشد اگر گین افزایش یابد. این یک مثال افراطی از آرتیفکت عضلانی قبل از باز شدن چشم است.
پلیاسپایکها (PSP) و پاروکسیسم سریع (PF)
گروههای متشکل از دو یا چند اسپایک متوالی با فرکانس بیش از ۱۰ هرتز بهعنوان پلیاسپایک نامیده میشوند. اینها میتوانند ژنرالیزه یا منطقهای باشند. گذار به پاروکسیسم سریع سیال است. اگر پلیاسپایکها با موج آهستهای که دامنه آن از اسپایکهای قبلی بیشتر باشد دنبال شوند، بهعنوان پلیاسپایک-ویو نامیده میشوند.
پلیاسپایکهای ژنرالیزه معمولاً در صرع میوکلونیک جوانی و سندرم لنوکس-گاستو یافت میشوند. بیماران با اسپایکهای ژنرالیزه ممکن است علاوه بر پلیاسپایکهای ژنرالیزه، برخی اسپایکهای منطقهای نیز داشته باشند. گذار به فعالیت پاروکسیسمال با دامنه پایین ژنرالیزه و الگوی بهاصطلاح الکترودکرمنتال سیال است، بهویژه در بیماران با سندرم لنوکس-گاستو، و مرز بین الگوهای EEG ایکتال و انترایکتال مبهم است.
در شب هنگام خواب، الگوهای تشنج EEG پاروکسیسمال سریع یا الکترودکرمنتال ممکن است بهصورت سابکلینیکی رخ دهند یا با تشنجهای تونیک ژنرالیزه مرتبط باشند. گاهی اوقات ماهیت ایکتال بالینی تنها با کمک روشهای اضافی (مانند ثبت تنفس) قابلتشخیص است، زیرا در غیر این صورت آپنه یا تنفس نامنظم در طول پلیاسپایکهای ژنرالیزه ممکن است نادیده گرفته شود.
پلیاسپایکهای منطقهای برای بیماران با دیسپلازی کورتکسی کانونی معمول هستند. فرکانسهای این دشارژهای اپیلپتیک در ضبطهای تهاجمی میتواند بسیار بالا باشد. استفاده از فیلترها میتواند تمایز بین پلیاسپایکها و آرتیفکتهای EMG را دشوار یا غیرممکن کند. آرتیفکت "زنگ زدن" ناشی از فیلتر ناچ ممکن است دشارژهای با فرکانس بالا را در ضبطهای تهاجمی تقلید کند. در این تنظیمات باید با استفاده از فیلترها بسیار محتاط بود. پلیاسپایکها به دلیل ارتباط قوی با صرع بهعنوان غیرطبیعی III طبقهبندی میشوند. به احتمال زیاد به دلیل پدیده "جمعزمانی"، پلیاسپایکها نسبت به اسپایکهای تنها اپیلپتوژنیکتر هستند.
دشارژهای اپیلپتیفرم کانونی خوشخیم (BFEED)
دشارژهای اپیلپتیفرم کانونی خوشخیم بیشتر در بیماران با صرع کانونی خوشخیم کودکی رخ میدهند. اینها معمولاً در کودکان ۳ تا ۱۵ ساله در نواحی مختلف مغزی رخ میدهند، با پتانسیلهای ناحیه مرکزی که شایعترین هستند و برخی را وادار کردهاند که از اصطلاح اسپایکهای رولاندیک برای همه این دشارژها صرفنظر از مکانیابی آنها استفاده کنند. با این حال، بیش از یکسوم دشارژهای BFEED در خارج از ناحیه سنتروتمپورال قرار دارند.
کودکان جوانتر اغلب این اسپایکها را در ناحیه اکسیپیتال دارند، در حالی که کودکان بزرگتر آنها را در نواحی مرکزی، تمپورال و فرونتال در یک یا هر دو طرف دارند. علاوه بر این، دشارژهای BFEED در مشتقهای خط میانی نیز رخ میدهند. شکل موج این پتانسیلها بسیار مشخص است، با یک موج مثبت با دامنه پایین که به دنبال آن یک اسپایک منفی با دامنه نسبتاً بالا میآید. اسپایک منفی اصلی سپس با یک موج مثبت نسبتاً بزرگ و در نهایت یک موج آهسته منفی که تقریباً هرگز از دامنه اسپایک منفی قبلی فراتر نمیرود، دنبال میشود. دشارژهای BFEED اغلب در ساحل قدامی سولکوس مرکزی تولید میشوند و الکترودهای پوست سر یک دیپول را ثبت میکنند.
دشارژهای BFEED در طول خوابآلودگی یا خواب سبک بهطور قابلتوجهی در فرکانس افزایش مییابند و اغلب بهصورت سری رخ میدهند. این دشارژها معمولاً در نوجوانی بهطور خودبهخودی ناپدید میشوند. همچنین مهم است که توجه داشته باشیم حدود ۲-۴٪ از کودکان سالم نیز این دشارژها را دارند. تنها درصد بسیار کمی (۸٪) از کودکانی که دشارژهای BFEED دارند، تشنجهای صرعی خواهند بود. دشارژهای BFEED به دلیل ارتباط با صرع کانونی خوشخیم کودکی بهعنوان غیرطبیعی III طبقهبندی میشوند.